کس وکون تپل شهوانی منم دوشی گرفتم و سر سفره ناهار شروع به صحبت کردم

0 views

کس وکون تپل شهوانی مشکلی نداره و خواستی بیا اینجا
کس وکون تپل شهوانی بهش گفتم که من یه دوشی بگیرم و وسایل رو جمع کنم و بعدش میام که گفت عجله نکن فعلاً که خوابیده و مشکلی نداره. بعد از تلفن نگاهم به بهار افتاد که دلهره و اضطراب داشت که گفتم اصلاً نگران نباش همه چی حله و خالت صحیح و سالم است.بهار جان، دوران قبل از ازدواج من و خالت یادته؟؟؟ گفت آره کاملاً یادمه!! زدم به تابلو بازی و گفتم تو هم مثل خالت یه نفر تو دست و بالت داری؟؟ گفت که اصلاً عمو!! من اصرار کردم که راستش رو بگو و اونم کلی قسم و آیه که ندارم!!

هیچوقت هانیه بهم نگفته بود که با بهار در این زمینه صحبت میکنه کس وکون تپل شهوانی
از مشکلات حاملگی و بچه‌داری و… و خلاصه مصایب متاهلی!!!! یه دفعه بهار گفت، البته از خوشیهاش هم بگین که باهم دارید!! با تعجب زدم زیر خنده و گفتم ای کلک تو از چی خبر داری؟! که صاف و ساده گفت من از همه چی خبر دارم!! گفتم چطور؟ گفت هم خودم دیدم و شنیدم و هم خاله برام تعریف کرده!! یه دفعه ازش پرسیدم،

البته گفت که یه دوستی داره به اسم مهسا که خیلی شیطونه کس وکون تپل شهوانی
قرار شده با یه نفر آشناش کنه!! یه دفعه فاز جدی و نصیحت برداشتم و گفتم بهار جان، عزیز دلم، خیلی خیلی مواظب باش، آخه همه مثل من و هانیه نمیشن که با هم ازدواج کنند!! خیلی از پسرها وقتی به خواستشون رسیدن ولت میکنن و تو میمونی و شکست عشقی و عدم اعتماد به دیگران و…. و کلی بهش توضیح دادم که مواظب باشه! همینطور که تو فکر بود، یه دفعه پرسید، میشه بهتون اعتماد کنم و یه چیزی بگم؟؟ گفتم بفرمایید، مطمئن باش که تحت هیچ شرایطی، اگه رازی داری، به کسی حتی پدر و مادرت نمیگم…

From:
Date: June 6, 2020